شادى نفيسى
74
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
مباحث دينى و طرح مباحث جديد در تفسير داشته ، هيچ گاه در ايران شاهد نيستيم . نظريات آنان به طور عمده از طريق مكتوبات نويسندگان عرب مسلمان به حوزهء تفكر اسلامى در ايران راه باز كرد . روشنفكران غربزده و تحصيل كردههاى فرنگ رفته و نويسندگانى همچون كسروى ، نقش و تأثيرى كمابيش مشابه مستشرقان در ايران داشتهاند . در دههء دوم اين قرن ( سالهاى 1320 ) كسروىگرى در صدر جريانات مهمى بود كه انديشمندان مسلمان با آن رو به رو بودند . اين جريان با ترور او به دست فدائيان اسلام ضربهء شديدى خورد . « 1 » بخشى از آن چه اين گروهها مشخصا در ايران به آن مىپرداختند موضوعات عامى بود كه متوجه تمام مسلمانان مىشد و ما پيش از اين آنها را برشمرديم و در مواردى از تأليفات نويسندگان مسلمان ايرانى هم نام برديم . بخش ديگرى از آن نيز در جهت ترويج قوميت پرستى ايرانى ، تبليغ تمدنهاى ايران باستان ، طرح تغيير خط به لاتين و پيراستن افراطى زبان فارسى از كلمات عربى و تغيير تاريخ هجرى به شاهنشاهى بود . در كنار اين موضوعات كه در ايران و دنياى عرب ، هر دو عنوان مىشد ، اشكالهايى نيز مطرح مىگرديد كه به مذهب شيعه نسبت داده مىشد . طرح ناسيوناليستى بودن مذهب شيعه كه اصالت آن را مورد تهاجم قرار مىداد « 2 » نمونهاى از اين موارد است . انتقاد به معتقدات ويژهء تشيع ، مانند رجعت ، امامت و شفاعت ، نمونهء ديگرى از آن فعاليتها است كه با پاگرفتن وهابيگرى ، بابيگرى و بهائيگرى تشديد شد . در اين جا بايد از شريعت سنگلجى نام برد كه در نوشتههايش به انتقاد از زيارت قبور ، عزادارى ، تقيه و رجعت پرداخته است . « 3 » كشف الاسرار امام خمينى ( ره ) يكى از كتابهايى است كه در پاسخ به اين گونه اتهامات ، به ويژه آن چه از سوى طرفداران وهابيت عنوان مىگرديد ، نوشته شده است . « 4 » شهيد مطهرى نيز در مقدمهء كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران هدف اين نوشتهء خود را پاسخگويى به سه سؤال عمده معرفى مىكنند : اسلام و مسئلهء مليت ، خدمات اسلام به ايران و خدمات ايران به اسلام . ايشان در ادامه مىنويسد :
--> ( 1 ) . « استاد شريعتى مدافع شريعت در برابر الحاد و طاغوت » ، يادنامهء استاد محمد تقى شريعتى ، جعفر پژوم ( گردآورنده ) ، ص 91 . ( 2 ) . حميد عنايت ، شش گفتار دربارهء دين و جامعه ، ص 78 . ( 3 ) . رسول جعفريان ، مرورى بر زمينههاى فكرى التقاط جديد در ايران ، ص 31 . ( 4 ) . روح اللّه الخمينى ، كشف الاسرار ، ص 4 و 5 .